نگین و تولد نگار
نگین تو تولد نگار حالش خیلی بد بود. همش بهانه می گرفت. چند بار هم بلند ،بلند گریه می کرد.کادو هم براش خریده بودم اما افاقه نکرد.همه اش آویزون باباش بود.برای همین هم علی نتونست از تولد درست و حسابی فیلمبرداری کنه.آخرش هم نفهمیدم واقعا براش قابل هضم نبود یا اینکه مریض بود. آخه چند روز بعدش حسابی مریض شد.هنوزم مریضه. خصوصا روحی. نمی دونم چرا به هم ریخته است.داد و بیداد می کنه. بازیهای نگار را بهم می ریزه. لوسه ، غذا نمی خوره،شدیدا عصبانی میشه. اشیائ رو پرت می کنه، غر میزنه ووو
Zahra || Wednesday, May 09, 2007
6:55 PM
