بابانگار

بوس

داشتم به علی می گفتم ، من اگه جای همسایه بغلی که شوهر خیلی فعالی داره بودم ، کف پاشم می بوسیدم . یک دفعه نگین درآمد و گفت مامان تو اجازه نداری به غیر از بابا کس دیگری رو ببوسی .جالب اینجاست که کلمه اجازه جز پرمصرفترین کلمات آلمانی است . و نگارین هم مداوم از آن استفاده می کنند . تا جائی که گاهی اوقات برای دستشوئی رفتن هم اجازه می گیرند.
دنیای بچه ها دنیای کوچک و پرمفهومی است که لذتش را وقتی بزرگ شدی می فهمی . خلاصه اصطلاحات زبان مادری در فرهنگ دیگری مشکل ساز می شود . اونم کشور قانونمندی مثل آلمان .